نامه اول
کاروان اسلام
در روز میمون فرخنده فال بیست و پنجم ماه شوال، سال ۱۳۴۶ هجری قمری، در شهر سامره از بلاد مبارکه عربستان، دعوت مهمی از نمایندگان ملل اسلامی به عمل آمده بود که راجع به اعزام یک دسته مبلغ برای نشر دین حنیف اسلام در دنیا مشورت بنمایند.
سکان الشریعه عضو مشاور و سمت ریاست، آقای عندلیب الاسلام نایب رییس، آقای تاج المتکلمین محاسب و آقای سنت الاقطاب سمت تند نویسی این جمعیت را عهدهدار بودند.
علاوه بر عده زیادی از فحول علما و قائدین مبرز اسلام، نمایندگان محترم عدن، حبشه، سودان، زنگبار و مسقط نیز درین محفل شرکت کرده بودند.
و این عبد حقیر سراپا تقصیر: الجرجیس یافث بن اسحق الیسوعی، نیز به سمت مخبر و مترجم مجله مبارکه «المنجلاب» در آنجا حضور به هم رسانیده و مامور بودم که قدم به قدم وقایع این قافله مهم را بنگارم تا در آن مجله شریفه درج و کافه مسلمین از اعمال و افعال آقایان مبلغین دین مبین و جنبش اسلامی مطلع و با خبر باشند.
آقای تاج المتکلمین اینطور مجلس را افتتاح فرمودند: بر همه ذوات محترم و علمای معظم، اهل زهد و تقوی، حامل شرع مصطفی، مبرهن و آشکار است که دین مبین اسلام امروز روز، (از) قویترین و عظیمترین ادیان دنیا به شمار میآید.
از جبال هندوکش گرفته تا اقصی بلاد جابلقا و جابلسا، زنگبار، حبشه، سودان و طرابلس و اندلس که همه از ممالک متمدن و در اقلیم (قاره) چهارم واقع شدهاند، سیصد کرور نفوس
آقای عندلیب الاسلام فرمودند: خیلی معذرت میخواهم، اما از روی احصاییه (آمار) کاملی که بنده زاده آقای سکان الشریعه که با وجود صغر سن از جمله علوم معقول و منقول، بهرهای کافی و شافی دارد و مدت سه سال از عمرش را در بلاد کفار بسر برده و کتاب زبده النجاسات را تالیف نموده، سیصد هزار ملیان گوینده لا اله الا الله هستند.
آقای سکان الشریعه: صحیح است آقای تاج المتکلمین: نعم، مقصود حقیر بیبضاعت هم همین بود و لاغیر چنانکه گفتهاند: الانسان السهو و النسیان سیصد هزار ملیان، شاید هم بیشتر به دین حنیف اسلام مشرف هستند و از قراری که آقازاده آقای عندلیب الاسلام، آقای سکان الشریعه، که چهار سال از عمر شریفش را در بلاد کفار گذرانیده و از علوم معلوم و مجهول بهرهای بسزا دارد و کتاب زبده النجاسات را تالیف نموده، در بلاد ینگی دنیا از اقلیم (قاره) سوم، اخیرا به فلسفه اسلام پیبردهاند.
آقای سکان الشریعه: بلی. در ینگی دنیا مسکرات را اکیدا ممنوع کردهاند.
فلاسفه و حکمای آنجا در اثر مباحثات و مناظرات و مجادلات با این حقیر، متحدالرای شدهاند که ختنه را برای صحت، فواید بسیار میباشد و طلاق و تعدد زوجات برای امزجه سودا و بلغمی مزایای فراوان دارد و معتقدند که روزه اشتها را صاف میکند. این حقیر هم گویا در تفسیر مرآت الاشتباه خواندهام که برای مرض دوسنطاریا و حرقه البول، سخت نافع است.
آقای تاج المتکلمین: پس از این قرار به تحقیق، اهالی ینگی دنیا هم مسلمان شدهاند و یا از برکت اسلام نور حقیقت از وجناتشان تابیدن گرفته است.
در این صورت تنها جایی که باقی میماند همانا خطه یوروپ و فرنگستان میباشد که قلوبشان تاریکتر از حجرالاسود است.
ازین لحاظ به عقیده این ضعیف، لازم، بل وظیفه علما و حافظین اس اساس شریعت است که عدهای را از میان خودشان برگزیده و به سوی بلاد کفار سوق بدهند تا آنها را از راه ضلالت به شاهراه حقیقت هدایت بنمایند و ریشه کفر و الحاد را از بیخ و بن برکنند.
(کف زدن حضار)
آقای عمود الاسلام: البته فکری بکر است، ولی من معتقدم که اول استخاره بکنیم.
آقای قوت لایموت نماینده محترم اعراب عنیره فرمودند: اسم این قافله را الجهاد الاسلامیه بگذاریم، مردهای کفار را از جلو شمشیر بگذرانیم، زنها و شترهایشان را مابین مسلمین قسمت بکنیم.
شیخ ابوالمندرس نماینده مسقط، همینطور که پیراهنش را میجست گفت: اهلا و سهلا مرحبا آقای تابونانا نماینده محترم زنگبار لخت و عور بلند شد، به نیزهاش تکیه کرد و گفت: لحم آدمی خیلی لذید، افرنجی ابیض (فرنگی سفید)، من روزی دو تا آدم بخور آقای تاج المتکلمین: البته، صد البته اگر مسلمان نشوند همهشان را قلع و قمع میکنیم.
پس در این صورت مخالفتی با اصل موضوع نیست که جمعی از علما به عنوان مبلغ به دیار کفار اعزام بشوند؟ آقای عندلیب الاسلام: استغفراالله؛ هر کس شک بیاورد، زن به خانهاش حرام و خونش مباح است.
وظیفه هر مسلمانی است که کفار را امر به معروف و نهی از منکر بکند ولی به زعم حقیر اهم و اقدم از همه، وجوهات و مخارجات این جمعیت است که باید دانست از چه محل تامین خواهد شد.
آقای تاج المتکلمین: بر ذوات محترم و علمای معظم واضح و لایح بل اظهر من الشمس است که در بادی امر، مخارج هنگفتی متوجه این جمعیت خواهد شد که از موقوفات پیش بینی شده؛ علاوه براین، ملل اسلامی هر کدام به قدر وسع خودشان از کمک و مساعدت دریغ نخواهند فرمود.
ولی تصور میرود که بعدها بتوانیم عوایدی بر کفار تحمیل بکنیم.
ابو عبید عصعص بن الناسور، نماینده صحرای برهوت فرمودند: وجوهی به عنوان خراج و جزیه به کفار تعلق میگیرد.
آقای سنت الاقطاب گفتند: در این صورت خدا دنیا را محض خاطر پنج تن آفریده و از پنج انگشت هر کسی، یکی تعلق به سادات دارد و من که از ترکه و سلاله ساداتم پس خمسش به من میرسد.
آقای عندلیب الاسلام: از قراری که بنده زاده آقای سکان الشریعه که با وجود صغر سن، از علوم منقول و معقول بهرهای کافی و شافی دارد و مدت پنج سال از عمرش را در بلاد کفار بسر برده و کتاب زبده النجاسات را که اساس شریعت اسلام است تالیف کرده، میگفت در ینگی دنیا از اقلیم هفتم خیلی پول به هم میرسد.
آقای سکان الشریعه: در ینگی دنیا که از اقلیم دوازدهم است مردمان پولدار زیاد دارد و هر کدام از آنها مسلمان بشوند البته واجب الحج خواهند بود.
از این قرار میشود دستهای قطاع الطریق، سر راه مکه بگمارند تا آنها را لخت بکنند و در ضمن مامورینی در تن آنها شپش بیندازند تا در روز عید اضحی به خونبهای هر شپش که بکشند یک گوسفند در راه خدا قربانی بکنند.
البته احوط است که دو گوسفند بکشند، چون هر چه باشد جدیدالاسلام هستند و اقوام آنها خاج پرست بودهاند.
آنهایی که اسلام را نپذیرند باید خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازند وگرنه مالشان حلال، زن به خانهشان حرام و مهدورالدم هستند.
(کف زدن حضار) قوت لایموت: اگر به جای پول، سوسمار و موش صحرایی هم بدهند قبول میکنیم.
آقای تاج: البته.
پس در این صورت مخالفتی نیست که مخارج این جمعیت از محل موقوفات تامین بشود.
اما باید دانست آیا در بلاد کفار محل و موضوع مخصوصی برای این جمعیت تخصیص داده شده که از پول حلال به دست آمده و در ضمن ملک غصبی نباشد؟ آقای عندلیب الاسلام: این فقیر از دیرزمانی است که مترصد و مشغول تتبع و تفحص و تجسس و تحقیقات هستم.
مخصوصا بنده زاده آقای سکان الشریعه که از علوم منقول و معقول بهرهای کافی دارد و کتابی در آداب مبال رفتن و طهارت موسوم به زبده النجاسات که اساس شریعت اسلام است تالیف کرده و شش سال از عمر شریفش را در بلاد کفار گذرانیده گفت که در شهر البرس.
آقای سکان الشریعه: بلی در شهر الباریس (پاریس) از بلاد افرنجیه محلی است که به آل ضیا (Alesia) شهرت دارد و گویا این ضیا نوه عمه مسلم بن عقیل بوده که یکی از کفار موسوم به سنان بن انس، وی را دنبال و شترش را از عقب پی کرده و آن معصوم به بلاد افرنجیه گریخته و ظن قوی میرود که آن محل به نام آن بزرگوار معروف شده باشد.
حقیر هم در کتاب اختناق الشهدا به این مطلب برخوردهام.
البته باید اقدام مجدانه بشود تا مزار آن جنت مکان خلد آشیان را از چنگ کفار به درآوریم و مقر این جمعیت بنماییم که خیلی مناسب است.
شیخ خرطوم الخایف نماینده وهابیها فرمودند: من مخالف ساختمان هستم. چون اجداد ما زیر سیاه چادر با سوسمار و شیر شتر زندگی میکردهاند همه مسلمین باید همین کار را بکنند.
آقای عندلیب الاسلام: چنانکه در حدیث آمده: التقیه دینی و دین آبایی پس در ابتدا تقیه باید کرد تا بتوانیم بر کفار مسلط بشویم.
آقای سنت الاقطاب: در این صورت رقص هم به مصداق آیه شریفه «کونوا قرده خاسیین» جایز است. چه حق تعالی خود میفرماید که قر بدهید که خاصیت دارد. وانگهی از کوری چشم کفار، اسلام مذهب متجددی است.
مگر خود حضرت در ۱۳۰۰سال پیش، دور سنگ «حجر الاسفد» رقص فکس تروت نکرد؟ چنانکه حالا هم حاجیها هروله (لی لی) میکنند؟ آقای عندلیب الاسلام: البته اینها بسته به پیشامد است تا جمعیت بعثه الاسلامیه چه صلاح بداند.
عجالتا این مذاکرات بیمورد است. خوبست آقای تاج مرامنامه این جمعیت را قرایت بفرمایند.
آقای تاج المتکلمین: بر ذوات محترم و علمای معظم و بر همه مردمان دنیا از چین و ماچین و بلاد یاجوج و ماجوج تا جابلقا و جابلسا که بلاد نسناسهاست و همه به زبان فصیح عربی متکلم هستند.
مبرهن و آشکار است که کتاب سماوی ما مسلمین شامل همه معلومات دنیوی و اخروی است و هر کلمه آن صدهزار معنی دارد.
آقای سنت الاقطاب: چنانکه اختراع همین هتل مبینها (اتوموبیلها) از برکت هذا کتاب مبین، قرآن بوده است.
آقای تاج المتکلمین: نعم، علاوه بر فلسفه جات و حکمیات و موعظهجات و فندیات (پندیات) یا پندها چون اعراب پ ندارند و معلومات دیگر، باید دانست که کتاب ما مسلمین دارای تعالیم و قوانین عملی است و باید بدین وسیله برتری آن را به کفار نشان بدهیم.
عندلیب الاسلام: اجازه بدهید توضیح بدهم.
مقصود وجوب یک معلم عملی است، به قول فرنگی مآبها بروفسور تا به تلامذه مسایل فقه و اصول از قبیل: تطهیر، حیض و نفاس، غسل جنابت، شکیات، سهویات، مبطلات، واجبات، مقدمات، مقارنات، استحاضه کثیره و قلیله و متوسطه و مخصوصا آداب طهارت را عملا نشان بدهد و به کفار تزریق بکند تا ملکه آنان گردد.
آقای تاج المتکلمین: صحیح است. اما چون شرح اقدامات و عملیات این کاروان خیلی مفصل است و به طول میانجامد لذا به ذکر چند نکته اکتفا میکنم تا آقایان عظام بدانند که وظیفه این جمعیت تا چه حد صعب و طافت فرسا است.
اولا اجباری کردن لسان فصیح عربی و صرف و نحو آن به قدری که کفار قرآن را با تجوید کامل و قواعد فصل و وصل و علامات سجاوندی به زبان عربی تلاوت بکنند. اما اگر معنی آن را نفهمیدند عیبی ندارد، البته بهتر است که نفهمند.
ثانیا خراب کردن همه ابنیه و عمارات کفار. چون بناهای آنها بلند و دارای چندین طبقه است و دور آن حصار نمیباشد، بطوری که چشم نامحرم از نشیب، عورت خواتین را بر فراز بتوان دید و این خود کفر و زندقه است. مطابق مذهب اسلام اتاقها کوتاه و با گل درست شود؛ البته بهتر است، زیرا این دنیای دون گذرگاه باشد و استحکام و دل بستن را نشاید.
البته خراب کردن هر چه تیاتر، موزه، تماشاخانه، کلیسا، مدرسه و غیره هست از فرایض این جمعیت شمرده میشود.
شیخ خرطوم الخایف: احسنت، احسنت.
آقای سکان الشریعه: البته لازم است که مطابق نص صریح باشد و به حکم آیات قرآنی و فریضه سبحانی و سنت نبوی و حدیث مصطفوی عمل نمایند.
ولی به زعم حقیر همانا میبایستی یکی از آنها را به مقابله نمونه نگه داشت تا بر عالمیان پایه ضلالت فرنجیان را بنماییم و در صورت بودجه کافی من حاضرم به عنوان متولی در یکی ازین تماشاخانهها به نام فلی برژر ( (Folie Bergere
مشغول تبلیغ و عبادت بشوم.
آقای عندلیب الاسلام: البته، البته، چه ازین بهتر؟
آقای تاج المتکلمین: ثالثا از فرایض این جمعیت است ساختن حمامها و بیت الخلاها (توالتها) به طرز اسلامی و چنانکه در کتاب زبده النجاسات آمده البته مستحب است که نجاست به عین دیده شود و چون کفار فاقد علم طهارت هستند و نعوذ باالله با کاغذ استنجا میکنند، عقیده مخلص اینست که مقداری هم لولهنگ بفرستیم که در ضمن مصنوع ممالک اسلامی نیز صادر بشود.
رابعا کندن جویها در خیابانها و روان ساختن آب جاری در آنها تا شارع عام و در دسترس عموم مسلمین بوده باشد و در موقع حاجت دست به آب برسانند.
خامسا ترتیب شستشوی اموات و چال کردن آنها در زمین، طرز سوگواری، خرج دادن، روضه خوانی، بنای مساجد، احداث امامزادهها، تکیهها، نذرها، قربانی، حج، زکات، خمس و کوچ دادن دستهای از فقرای سامره به بلاد کفار تا طرز تکدی را به آنها بیاموزند.
چون اسلام مذهب فقر و ذلت است و برای آن دنیاست.
سادسا البته برای نماز و بجا آوردن آداب شرع مبین کفش و موزه (پاپوش) و لباس تنگ مکروه است. چون مسلمان باید لباسی داشته باشد که وسایل تطهیر و عبادت در هر ساعت و به هر حالت برایش آماده باشد. پس برعموم مسلمانان لازم است که نعلین بپوشند و آستین گشاد داشته باشند. برای مردها زیرشلواری و عبا بهترین لباس است و با فلسفه شریعت تطبیق میکند.
آقای سکان الشریعه: البته مستحب است که عبا بپوشند.
این حقیر به یاد دارم که در کتاب التاریخ العبا و الشولا تالیف اعجوبه دهر مقراض النواسیر خواندهام که در موقع حمله عرب به بلاد رومیه، اعراب پوست شتر به خود همی پیچیدندی ولی همین که در انبار غله رومیان وارد شدندی، جوالهای بسیاری انباشته از کاه و جو در آنجا یافتندی.
از فرط گرسنگی ته کیسهها را سوراخ کرده از محتوی آن با ذوق و شوق مشغول خوردن شدندی. همین که به بالا رسیدندی، سر آن را سوراخ کرده سرشان را درآوردندی، و از دو طرف دستهایشان را. پس از آن وقت عبا مرسوم شد.
شیخ تمساح بن نسناس: چون من کتابی موسوم به آثار الاسلام فی سواحل الانهار تالیف میکنم و در آن از مناقب شیر شتر و کباب سوسمار و خرما داد سخنوری خواهم داد، اجازه بدهید این مطلب را در آنجا درج بکنم که سندی بس ممتاز است.
تاج المتکلمین: و اما تاسعا، زنهای کفار مکشوف العوره، درملاعام با مردها میرقصند و سحق و ملامسه میکنند. البته آنها را باید در قید حجاب مستور کرد تا مردها را به تسویلات شیطانی گرفتار نکنند و فساد اخلاق آنها از اینجا آمده که تعدد زوجات، صیغه، محلل و طلاق بین آنها مرسوم نیست.
چه مردمان آنجا از گرسنگی خرچنگ و قورباغه و خوک میخورند و در موقع ذبح این جانوران بسم الله نمیگویند.
پس پایه ضلالت آنها را از همین جا باید قیاس کرد.
عاشرا در بلاد کفار لهو و لعب و نقاشی و موسیقی بیاندازه طرف توجه و دارای اهمیت و اعتبار است البته بر مسلمین واجب است که آلات غنا و موسیقی را شکسته و به جایش وعاظ و روضه خوان و مداح در آنجا بفرستند تا آنها را به راه راست دلالت کنند.
همچنین هر چه پرده نقاشی است باید سوزانید و مجسمهها را باید شکست، همچنان که حضرت ابراهیم با قوم لوط کرد. البته اگر اشیا نفیس و قیمتی در آنجا به هم برسد به بیت المال مسلمین تعلق میگیرد. واضح است که چون توجه کفار به دنیاست باید موعظههایی راجع به آن دنیا، فشار قبر، نکیر و منکر، آتش دوزخ، مارهای جهنم، روز پنجاه هزار سال، سگ چهار چشم در دوزخ، ظهور حمار دجال، تقدیر و قضا و قدر و فلسفه اسلام بنماییم.
و نیز از فضیلت بهشت و ثواب اخروی لازم است توضیحاتی بدهند و بگویند که در بهشت به مرد مسلمان حوری و به زن مسلمان غلمان میدهند، هرگاه ثوابکار باشند در بهشت هفتاد هزار شتر و قصر زمردی میدهند که هفتاد هزار اتاق دارد و فرشتههایی در آنجاست که سرش در مغرب و پایش در مشرق است.
بعلاوه استعمال کمی تریاک به نظر حقیر برای آنها مستحب است تا کفار را متوجه عقبی و آخرت بکند.
آقای سکان الشریعه: به زغم حقیر این توضیحات زیاد است. همینقدر فرمودید کفار را به دین حنیف اسلام دلالت میکنیم شامل همه این شرایط میشود.
تاج المتکلمین: مقصود حقیر همانا نشان دادن پایه ضلالت خاج پرستان و اشکالاتی است که مبلغین بعثه الاسلامی مواجه آن خواهند شد.
مثلا ممکن است که قومی مسلمان نباشند مانند طایفه یهود، ولی طرز آداب و رسوم مذهبی آنها به قدری نزدیک و شبیه مسلمانان است که به محض تقبل دین حنیف حتا ختنه کرده هم هستند و به فشار قبر و نکیر و منکر و همه این فلسفهجات معتقدند. چون از کفار کتابدار هستند. ولی کفار فرنگستان که به غلط به خاج پرست معروفند به هیچ چیز اعتقاد ندارند و از کفار حربی میباشند و ما باید از سر نو همه این مطالب را به گوش آنها بخوانیم و یا نسلشان را براندازیم تا همه دنیا مسلمان و بنده مقرب خدا بشوند.
شیخ تمساح بن نسناس: در صورت مخالفت گوش و بینی آنها را میبریم و نخ میکشیم و زنهایشان و شترانشان را میان مسلمین تقسیم میکنیم.
عندلیب الاسلام: فراموش نشود که برای قدردانی از کفاری که به دین حنیف مشرف میشوند و تشویق آنها باید تحف و هدایایی از طرف رییس به آنها اعطا بشود مانند: کفن متبرک، مهر نماز، تسبیح، حرز جواد دعای دفع غریب گز، دعای بیوقتی، طلسم سفیدبختی، حلقه یاسین، نعلین و لولهنگ که در ضمن به درد ادای فرایض و رسوم مذهبی هم میخورد.
بخصوص من پیشنهاد میکنم که یک نسخه هم از تالیف بنده زاده حضرت سکان الشریعه که هفت سال از عمر شریفش را مابین کفار گذرانیده و از علوم معلوم و منقول و معقول بهرهای بسزا دارد، موسوم به زبده النجاسات، به اشخاص مبرز هدیه شود.
الالولک الجالیزیه: کتابخانههای کفار را آتش بزنیم و عوضش یک نسخه زبده النجاسات به آنها بدهیم که برایشان کافی است و علوم دنیوی و اخروی همه در آنست.
منجنیق العلما: البته، صد البته، کفی به زبده النجاسات.
چون خلاصه مرام اسلام همین است که یا مسلمان بشوید یعنی مطابق نص صریح زبده النجاسات عمل کنید و گرنه میکشیمتان و یا خراج به بیت المال مسلمین بدهید.
البته کفار باید باج سبیل به مسلمین بپردازند.
(کف زدن حضار) تاج المتکلمین: پس از این قرار رای قطعی و موافقت همگی برین شد که این جمعیت را به کفار سوق بدهیم و هیچگونه مخالفتی درین باب نیست.
اما به زعم حقیر لازمست که به شیوه دین نبی رفتار کنیم، چنانکه خود حضرت به ایل و تبار خودش قدر و منزلت گذاشت و نوههای خودش را قبل از ولادت امام کرد، و طایفه خود را سادات و احترام آنها را به همه مسلمانان واجب دانست.
چون مخارج این نهضه از موقوفات است همه اشخاصی که انتخاب میشوند باید از علما و سادات باشند.
عندلیب الاسلام: صحیح است.
البته کسی برازندهتر و کسی مبرزتر از آقای تاج نیست. لذا ایشان را به ریاست این جمعیت انتخاب میکنیم.
سکان الشریعه: این حسن انتخاب را از صمیم قلب به عموم مسلمین و مسلمات تبریک میگویم.
سنت الاقطاب: البته به ازین ممکن نمیشد.
تاج المتکلمین: بنده از حسن نیت و مراحم آقایان نمایندگان ملل اسلامی لسانم الکن و نطقم قاصر است.
اما آقای عندلیب الاسلام از اساتذه فقها است.
البته وجود شریفشان در چنین جهادی از واجباتست من پیشنهاد میکنم ایشان به سمت نایب رییس انتخاب شوند و آقازاده ایشان آقای سکان الشریعه که نه سال از عمر شریفش را در بلاد کفار بسر برده و از معلوم و مجهول بهرهای کافی و شافی دارد چنانکه کتاب نفیس زبده النجاسات بهترین معرف ایشان و شاهد مدعایم است.
همچنین زبانهای عربی، قبطی، شامی، بربری، الجزایری، فلسطینی، بغدادی و بصرهای و غیره را مثل عندلیب تکلم میکند، ممکن است بر سر جمعیت ما منت گذاشته به عنوان صندوقدار و مترجم ما را سرافراز و از راه لطف بپذیرند.
یعنی آن هم محض ثواب اخروی چون این اقدام اجر دنیوی هرگز ندارد.
سکان الشریعه: حقیقه بنده نمیدانم به چه زبان ازین حسن ظن آقای تاج تشکر بکنم.
البته اگر محض خاطر ایشان و نتایج اخروی این کار نبود هرگز قبول نمیکردم.
(کف زدن ممتد حضار)
عندلیب الاسلام: من از مراحم آقای تاج و همه نمایندگان محترم اسلام که در اینجا حضور دارند بسیار شرمندهام، اما اجازه بدهید چون یک نفر دلاک مجرب جهت ختنه کردن کفار لازم است، آقای سنت الاقطاب که پسرخاله این بنده میباشد و اغلب کفار که به دین حنیف مشرف میشوند ایشان ختنه میکنند.
علاوه بر این چندین بار محلل شده و در معرکه گرفتن و روضه خوانی ید طولایی دارد، حتی عقرب جراره را در کف دستش نگه میدارد و برای فروش دعای بیوقتی بهتر از او کسی را خدا نیافریده و از آداب دنیوی و اخروی بهرهای کافی دارد، ایشان را به عنوان برفسور فقیهات پیشنهاد میکنم.
تاج المتکلمین: البته، چه ازین بهتر؟ پیداست که ما یک دسته از جان گذشته هستیم که برای خیر عقبی و اجر اخروی سینه سپر کرده و چنین ماموریت پر خطری را بر عهده میگیریم.
(کف زدن حضار)
پس از آن آقای رییس، صورت مجلسی را که قبلا نوشته شده بود، از پر شالشان در آوردند و به آقایان نمایندگان ارایه دادند تا امضا و تصدیق بشود.
مفاد آن از این قرار بود: در روز میمون فرخنده فال ۲۵ماه شوال سال ۱۳۴۶ هجری قمری، در شهر مبارک سامره از بلاد عربستان به موجب جلسهای مرکب از علما یگانه و دانشمندان فرزانه و نمایندگان محترم ملل کامله الوداد اسلامی تصمیم گرفتند و تصویب شد که آقایان مفصله الاسامی ذیل برای تبلیغ دین مبین به طرف بلاد افرنجیه رهسپار گردند تا کفار را به دین حنیف اسلام دعوت و تبلیغ بکنند.
- حضرت آقای تاج المتکلمین به سمت ریاست
- آقای عندلیب الاسلام نایب رییس و منشی مخصوص
- آقای سکان الشریعه صندوقدار و مترجم
- آقای سنت الاقطاب معلم عملی فقهیات
عجاله صد ملیان لیره انجلیزیه (انگلیسی) برای مخارج از محل موقوفات پیش بینی و تصویب شد که آقایان مفصله الاسامی فوق هر طور صلاح بدانند به مصرف برسانند.
آقای تاج پیشنهاد کردند که به سلامتی حضار شربت بنوشند ولی نماینده اعراب عنیزه شیر شتر خواست و هلهله کنان مشک شیر شتر دست به دست و دهن به دهن گشت.
سپس هر کدام از نمایندگان محترم ملل اسلامی انگشت خود را در مرکب آلوده، پای کاغذ گذاشتند و مجلس به خوبی و خوشی خاتمه یافت.
السامره فی ۲۵ شوال ۱۳۴۶
الجرجیس یافث بن اسحق الیسوعی