یادداشتها
یادداشتهای افزوده شده به کتاب کاروان اسلام
نامه اول
بیست و پنجم ماه شوال، سال ۱۳۴۶ هجری قمری
برابر است با ۲۷ فروردین ۱۳۰۷ ۱۶ آوریل ۱۹۲۸ دوشنبه بوده است. بررسی مناسبتها و فرخندگی از نظر نجومی؟
کتاب در ۱۳۱۲ نوشته شده ولی داستان در ۱۳۰۷ رخ داده است. این سالها مقارن است با آغاز حکومت رضا شاه فروغی هم جلد اول سیرحکمت را در همین سالها شروع به نگارش کرده است. کتاب تهران مخوف مشفق کاظمی هم در سالهای آغازین قرن نوشته شده است.
کافه: جمیع
ملیان: میلیون
حرقه البول: سوزش ادرار
احتمالا اشارهای به آیه است.
قطاع الطریق: سارق، دزد، راهزن
عید الاضحی: عید قربان یکی از دو عید مهم مسلمانان. در آن قربانی میکنند. عید دیگر فطر است که روز پس از پایان ماه رمضان و روزه داری است.
احوط: احتیاط
سماوی: آسمانی، اشاره به قرآن
اشاره به آیه
استنجا: عمل طهارت گرفتن بعد از اجابت مزاج، قضای حاجت. باب استفعال. از نظر لغوی به معنای طلب نجات کردن است.
لولهنگ: آفتابه سلاله: فرزندان، اعقاب مصنوع: ساخته شده، محصول تجاری بعدها افرادی گفتند که مملکت ایران تنها میتواند آفتابه تولید کند. قضیه آفتابه دار مسجد شاه
وعاظ: جمع وعظ کننده
نوعی طلسم و دعا
مبرز: وارد
کفی به: عبارتی عربی، یعنی داشتن این کتاب برای آنها کفایت میکند و نیاز به چیزی بیشتر نخواهند داشت.
مردان و زنان مسلمان
اساتذه: جمع استاذ مفرد این واژه در عربی استاذ است. در فارسی استاد گفته میشود.
اسهال: لینت مزاج. نرم شدن
دین حنیف: ابراهیم
سامرا: شهری در عراق امروزی که گدایان معروفی داشته.
ملل کامله الوداد اسلامی: ترجمه غلط
شخصیتها
- سکان الشریعه:
- عندلیب الاسلام
- تاج المتکلمین، تاج: رئیس هیئت
- سنت الاقطاب، سنت: ماهر در فن دلاکی و ختنه
- الجرجیس یافث بن اسحق الیسوعی: نویسنده رویدادهای جمعیت. جوانتر، خبرنگار مجله منجلاب
پنج نفر که برای تبلیغ به سفر اروپا میروند.
متلکم: علم کلام
محفل: دورهمی، جلسه بیان جلسه هم به عربی آخوندی متفاوت است. در فارسی امروزی جَلَسه گفته میشود. بیان عربی و تلفظ صحیح آن جَلْسه است که اشارهای به بیان آخوندی است. منظور اظهار فضل و به رخ کشیدن نوعی دانش است.
قائد مبرز: رهبر و پیشوای
فحول: چیره دستان، جمع فحل
عدن، حبشه، سودان، زنگبار، مسقط شماری از فقیرترین پایتختهای کشورهای اسلامی در نظر داشته باشید که در سالهای آغازین 1300 که این متن نوشته شده اشاره به این شهرها چیزی جز فقر، فلاکت و کثیفی را به ذهن تبادر نمیکرده است.
جرجیس یسوعی
بین پیامبران جرجیس را یافته است. یسوعی به معنای مسیحی یا شخصی است که به دین حضرت مسیح باورمند است. نویسنده از ترکیب این دو نام مقصود طنز داشته است. شخصی که روحانی مسلمان و شیعه است نامش جرجیس است که تشبهی به کیش مسیحی است.
البته در باورهای اسلامی کراهتی نسبت به نامگذاری اشخاص به نام، بزرگان و انبیا بنی اسرائیل نیست. از منظری دیگر این نوع نامگذاری دارای کنایه است. هم اکنون نام گذاری اشخاص به اسامی موسی، مسیح، یوسف، ابراهیم، اسماعیل در ایران رواج دارد. از یک منظر این شباهت به اعتبار نام بردن از بزرگان ادیان گذشته در قرآن است.
یافث
عبد حقیر سراپا تقصیر
مشابه است با الاحقر یعنی حقیرترین فرد. از این دست عبارات علمای گذشته برای نام بردن از خودشان استفاده میکردند تا با دست یازیدن به نوعی تحقیر نفس از جهاتی دیگر مرتبه علمی خودشان را به رخ بکشند.
بنگرید به یادداشت محمد قائد که نوشته است فلانی هنوز الاحقر نشده است.
الاحقر حقیر
منجلاب
کافه مسلمین: جمیع مسلمانان
مبلغ دینی شخصی که به گسترش و تبلیغ یک آیین یا کیش میپردازد.
ذوات
شرع:
مصطفی: شخص برگزیده شد و پاک. مقصود حضرت محمد، پیامبر اسلام است.
مبرهن: دارای برهان. واضح و آشکار. امری که پذیرش آن نیازی به استدلال منطقی ندارد. اظهر من الشمس
جبال هندوکش: رشته کوههای منطقه هدوکش افغانستان
اقصی: دورترین. صفت مشبه ادنا: نزدیکترین پست ترین دنیا مونث این واژه است
شوارع عامه. صفت و موصوف در حالت جمع مونث
جابلقا جابلسا: عبارتی که در ادبیات قدیمی دین اسلام برای اشاره به منطقههای دوردست شرق و غرب عالم به کار میرفته. گروهی معتقد بودند که مهدی موعود در این منطقه زندگی میکند. بنگرید به مقاله مربوطه در دائرهالمعارف اسلامی
مارک پول سابق آلمان در دوران قدیم سالهای پیش از اتحاد
طرابلس: شهری در لیبی کنونی اندلس: منطقهای در اسپانیا. در قرون ... مسلمانان مغربی در این ناحیه سکونت داشتند.
کرور: صد هزار
علوم منقول: آگاهیهایی که از نقل سخن بزرگان به طور خاص پیشوایان دینی مسلمانان به شکل احادیث یا کلمات قصار در دسترس هستند.
علوم معقول: دانشهای مبتنی بر علم عمومی نظیر ریاضیات و فیزیک و نجوم. علوم دقیقه
جامع معقول و منقول: شخصی که در عصر خودش تمام آگاهیهای عرفی را داراست. امروزه polymath گویند. شیخالرئیس ابن سینا و ... در گذشته این لفظ را حکیم میگفتند. شخص دانشمند و فیلسوف مشهور هر عصر
بهره کافی و شافی: استفاده کردن به حد نیاز
بلاد: کشور. از منظر لغوی جمع بلد شهر است. در اصلاح مملکت و کشور را مقصود داشتند. ترکیب بلاد اسلامی کشوری را میگفتند که اکثریت مردمانش به دین اسلام بودند و حاکم و رئیس کشور خود را مسلمان دانسته و به گسترش این کیش کوشا باشد. برای نمونه عنوان رسمی پادشاه کشور عربستان سعودی، خادم الحرمین الشریفین است. یعنی این حاکم در عصر افتخار خادمی در دو حرم واقع در مکه(کعبه) و مدینه(مسجد النبی) را دارد.
زبده النجاسات: برگزیدهای از نجاسات. از این اصطلاح هم معنای طنز مد نظر داشته یعنی این کتاب منتخبی است از تمام پلیدیها و کثیفیها. کتبی در گذشته تحریر میشدند به نام الزبدتات فی ... احتمالا گوشهای به این دست آثار مدنظر بوده است. واژه نجاست در فقه مطلق پلیدی نظیر خون، ادرار و مدفوع است.
ملیان: میلیون. طنزی به شیوه بیان روحانیون که کلمات را با زیر و زبر و اعرابی اصلی بیان میکند که البته آن شیوه بیان صحیح واژه با اصل عربی است اما به گوش شنوندگان عام چیزی غریب است. نویسنده قصد داشته این شیوه را به استهزا بگیرید.
برای نمونه واژه مصطلح قُمار در اصل عربی خود قِمار است که روحانیون به این بیان استعمال میکنند.
ینگی دنیا: آمریکا
مرآت الاشتباه: آیینه اشتباه خود واژه عربی اشتباه به معنای تذکر دادن و آگاهی از خطا است. در فارسی معنای دیگرگون یافته و به معنای خطا و کار غلط استفاده میشود. طنز آن یعنی این کتاب آیینهای از مطالب غلط است.
حجر الاسود: سنگ سیاهی که در کعبه قرار دارد. در مورد این سنگ
شخصی که در آب زمزم ادرار کرد به قصد اینکه نامی از خود به جای بگذارد مشهور شود. جالب اینکه نامش به خاطر نماند و فقط عمل شنیع او در تاریخ مانده است. شهرت از طریق بدنامی Notorious
خراج: باج مذهبی را گویند.
جزیه:
تقیه: اشاره به حدیث که جز دین من است. پنهان نگهداشتن مکنونات قلبی
این امر در بین دین باوران مسبوق به سابقه است. یهودیان شهروند اسپانیا در قرون وسطی عصر تاریکی برای فرار از عقوبات اولیای دین مسیح و دستگاه تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک که آلت دست حکام ظالم امپراطوری اسپانیا بود برای حفظ جان و مالشان از گزند تهمت و آسیبهای ناروا به کتمان باورهای واقعی و قلبی خود روزگار گذراندند. بنگرید به کتاب تفتیش عقاید. نمونهها یهودیان آنوسی در مشهد. بابیان و بهائيان. اعضای فرقه و شعباتی که امروزه مسلمانان غالب آنان را فرق ضاله(گمراهان) میخوانند. صابعین و علی اللهی نیز به کتمان باور روزگار میگذرانند.
پیشوایان نخستین آیین شیعه، امامان معصومین به باور شیعیان ۱۲ امامی برای دفع گزند دشمنان و حکام عصر خود با به کارگیری اصل تقیه جانشان را حفظ کردند. برای تقیه بنگرید به کتاب سبحانی نویسنده قصد داشته از منظر اصول اخلاقی کاربست این شیوه را با ریاکاری یکسان بنماید.
مبال: موال، محل بول، جایی که در آن ادرار کنند، امروزه دستشویی یا سرویس بهداشتی برای این واژه پیش تر بیت الخلا استعمال میشد.
ملک غصبی: غصب دارایی عموما جایی است که به ناحق تصرف شود. این تصرف عدوانی دارای احکام ویژهای در فقه است. برای نمونه در آنجا خوابیدن مکروه است و نمازگزاردن در محدودهٔ آن حرام شرعی است و پذیرفته نیست.
نامه دوم
نویسنده
اسهال: باب افعال. آسان شدن.
فردریش اشتراسه: Fredrich Strasse، خیابان فردریش
مفارقت: همراهی
نامه سوم
خَمر: شراب مطلق مایعاتی که مسکرات هم نامیده میشوند. هر نوع نوشیدنی دارای الکل با خاصیت مست کننده را گویند.
احتمالا بیت زیر را در نظر داشته اگر برکهای پر کنند از شراب سگی در وی افتد کند منجلاب
مَیسر: قمار ریشه واژه عملی را گویند که در آن بتوان بدون زحمت مالی را گردآوری کرد. یسر منظورش این است که روحانیون خودشان هم از معانی و مفاهیم اصطلاحاتی که به کار میبرند آگاه نیستند.
عبارتی به زبان ترکی با ترجمه
ای برادر مسلمان، تو کجا پا نگذاشتی که گه نزدی؟ پای تو به هر جا باز شد خرابی به بار آورد.
در باب حواشی
این سخن پایان ندارد ای جواد ختم کن والله اعلم بالرشاد
مولانا